یواشکی های من
در سواحل دریای زندگی قدم میزدم.... همه جا دو رد پا دیدم... جای پای من.... جای پای خدا..... به سخت ترین لحظات که رسیدم فقط یک رد پا بود.....! با فریاد گفتم: خدایا؟من را در سخت ترین لحظاتم رها کردی؟ ندا امد: تورا در سخت ترین لحظاتت در اغوش کشیدم!
نظرات شما عزیزان:
سلام بنده ی خداخوبی؟منم بنده ی خدا..میشناسی دیگه ؟بهت قول دادم بیام دیدی اومدم___وبت حرف نداره مثل خودت یکی یه دونه وتکه...*فقط توخجالت نمیکشی این همه حرف عمیق میزنی؟خوب من چیکارکنم آخه یه ساعته دارم دنبال یه جای عمیق میگردم چراآخه آدمومجبوربه این کارامیکنی؟؟؟!!قربونت برم فردامیبینمت
پاسخ:
به به چه قد وبلاگم نورانی شده
منور کردی عزیزم
بوس تافردا بای
Power By:
LoxBlog.Com |